<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در ورزش زنان</title>
    <link>https://rws.ssrc.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در ورزش زنان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سیاست گذاری در استاندارد سازی اماکن ورزشی ویژه بانوان در ایران</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_4941.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش سیاستگذاری در استاندارد سازی و بهبود اماکن ورزشی ویژه بانوان در ایران بود. روش پژوهش از نظر نوع، کیفی و با رویکرد داده ‌بنیاد، و از نظر هدف، کاربردی بود. جامعه آماری شامل کلیه متخصصین فنی و عمرانی ناظر بر سازه‌های اصلی اماکن ورزشی ویژه بانوان، مدیران و مسئولین مراکز ورزشی و استفاده‌کنندگان (کلیه کاربران، ورزشکاران، داوران و مربیان) از امکانات و تجهیزات مکان‌های ورزشی در کشور بود. نمونة آماری به تعداد قابل کفایت بر مبنای اشباع نظری و به‌صورت هدفمند و دردسترس، نمونه‌گیری شدند و از آن‌ها نظرخواهی شد (16 نفر). ابزارهای پژوهش شامل مطالعه کتابخانه-ای نظامند و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. روایی ابزار با استفاده از روش‌های روایی‌سنجی کیفی، مطلوب ارزیابی شد. از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای تحلیل یافته‌ها استفاده گردید. چارچوب تحلیلی ارائه‌شده شامل 5 منظر اصلی شرایط علی (رعایت قوانین فنی، ایمنی تجهیزات متحرک و ثابت)، زمینه‌ای (انتخاب مکان و اقدامات ساختمانی)، مداخله‌گر (خدمات منابع انسانی و خدمات فیزیکی)، راهبردها (عملکردی و ساختاری) و پیامدها (توسعه ورزش قهرمانی بانوان و توسعه ورزش همگانی بانوان) استانداردادسازی فضا و اماکن ورزشی بانوان ایران بود. بر اساس نتایج پژوهش می‌توان گفت که استانداردسازی اماکن ورزشی ویژه بانوان هنوز مسیر پرچالشی در پیش‌رو دارد. از این‌رو، ابعاد به دست آمده در پژوهش حاضر می‌تواند راهگشایی برای باز طراحی و تدوین برنامه‌‌های ساخت اماکن ورزشی بانوان مطابق با استانداردهای جهانی باشد. واژگان کلیدی: اماکن ورزشی، استاندارد سازی، ورزش بانوان، تجهیزات ورزشی، سیاستگذاری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای ایران</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_4943.html</link>
      <description>عدالت جنسیتی در ورزش حرفه ای ایران موضوع مهمی است که نه تنها بر ورزشکاران بلکه بر چشم انداز اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور نیز تأثیر می‌گذارد. توسعه عدالت جنسیتی در ورزش نیازمند یک بستر مناسب برای توسعه است با این وجود هنوز عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای ایران ارائه نشده است. شناسایی عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای ایران می‌تواند به پیشرفت این حوزه کمک شایانی نماید. لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای ایران بود. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پژوهشهای اکتشافی می‌باشد و از لحاظ هدف جزء پژوهش‌های کاربردی به شمار می‌آید. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه عدالت جنسیتی در ورزش، اساتید مدیریت ورزشی، بازیکنان حرفه‌ای‌، مدیران سازمان‌های ورزشی و مربیان ورزشی بودند و از روش نمونه‌گیری هدفمند در پژوهش استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات مصاحبه‌های عمیق و نیمه ساختاریافته‌ای با شرکت‌کنندگان انجام گرفت و با 17 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون جهت کسب اطلاعات این پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای ایران از پنج مقوله اصلی تشکیل شده است که شامل عوامل زیرساختی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل ورزش‌محور و عوامل مدیریتی- سیاستی می‌شود. در نهایت با توجه به عوامل موثر بر عدالت جنسیتی در ورزش حرفه‌ای در ایران نیاز است تدابیر لازم برای ایجاد بستر مناسب توسعه ایجاد شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری اعتیاد به ورزش بر اساس تحریف های شناختی و ادراک خویشتن با میانجی گری اضطراب رقابتی در ورزشکاران زن</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_4942.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری اعتیاد به ورزش براساس تحریف‌های شناختی و ادراک خویشتن با میانجی‌گری اضطراب رقابتی در ورزشکاران زن استان ... انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود که به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل همه ورزشکاران زن مراجعه‌کننده به باشگاه‌های ورزشی استان ... در سال ۱۴۰۲ بود که از این میان ۲۰۷ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اعتیاد به ورزش سازبو (2019)، تحریف‌های شناختی همامچی (2005)، ادراک خویشتن کش (2000) و اضطراب رقابتی مارتنز و همکاران (۱۹۹۰) استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS-24 و SmartPLS-3 تحلیل شد. براساس نتایج مدل ساختاری، ادراک خویشتن بر اضطراب رقابتی تأثیر منفی و معناداری داشت (401/0-=&amp;amp;beta;، 001/0&amp;amp;lt;P)، اما تأثیر مستقیم آن بر اعتیاد به ورزش معنادار نبود (073/0=&amp;amp;beta;، 654/0=P). &amp;amp;nbsp;تحریف‌های شناختی بر اضطراب رقابتی تأثیر مثبت و معناداری داشت (157/0=&amp;amp;beta;، 031/0=P)، اما تأثیر مستقیم آن بر اعتیاد به ورزش معنادار نبود (058/0=&amp;amp;beta;، 664/0=P). اضطراب رقابتی بر اعتیاد به ورزش تأثیر مثبت و معناداری را نشان داد (317/0=&amp;amp;beta;، 001/0=P). از سوی دیگر، اضطراب رقابتی در رابطه بین ادراک خویشتن و اعتیاد به ورزش نقش میانجی کامل و معناداری را ایفا کرد (127/0-=&amp;amp;beta;، 006/0=P)، اما در رابطه بین تحریف‌های شناختی و اعتیاد به ورزش نقش میانجی معناداری نداشت (050/0=&amp;amp;beta;، 078/0=P). مدل پیشنهادی از برازش نسبی/نسبتاً مطلوبی برخورداربود (32/0=GOF). براساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که اضطراب رقابتی به‌عنوان مکانیسمی مهم در تبیین اعتیاد به ورزش در ورزشکاران زن عمل می‌کند و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای با هدف بهبود ادراک خویشتن و مدیریت اضطراب رقابتی می‌تواند در پیشگیری از اعتیاد به ورزش مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین ارضاء نیازهای اساسی روان‌شناختی بر انگیزش ورزشی، مهارت‌های حرکتی و مهارت‌های منتخب مرتبط با تربیت‌بدنی در دختران 9 تا 12 سال</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_4997.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ بین ارضای نیازهای اساسی روان‌شناختی با انگیزش ورزشی، مهارت‌های حرکتی بنیادی و مهارت‌های منتخب مرتبط با تربیت‌بدنی در کودکان بود. روش پژوهش از نوع مطالعۀ مقطعی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه دانش‌آموزان ابتدایی شهر تهران و نمونه آماری متشکل از 110 دانش‌آموز دختر ۹ تا ۱۲ سال منطقه ۱۶ تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامۀ ارضای نیازهای روان‌شناختی در تربیت‌بدنی، پرسشنامۀ مقررات رفتاری در تربیت‌بدنی، آزمون برونینکس-اوزرتسکی و آزمون هماهنگی بدن برای سنجش مهارت‌های حرکتی بنیادی و آزمون استاندارد مهارت‌های مرتبط با تربیت‌بدنی بود. روش همبستگی پیرسون برای بررسی روابط بین همه متغیرها به کار رفت. همچنین تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه روی متغیرها با همبستگی انجام شد. درنهایت، تأثیر مستقیم نیازهای روان‌شناختی اساسی (یعنی متغیرهای مستقل) بر FMS (یعنی متغیرهای وابسته) شناسایی شد. تجزیه و تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد و سطح معناداری 05/0 تعیین شد. نتایج نشان داد که مؤلفه‌های شایستگی و ارتباط با همسالان به صورت مثبت و مؤلفه‌های خودمختاری، ارتباط با معلم و ارتباط با همسالان، به صورت منفی قادر به پیش‌بینی انگیزش کنترل‌شده تربیت‌بدنی بودند. همچنین مؤلفۀ شایستگی و مؤلفۀ ارتباط با همسالان و مؤلفۀ شایستگی و خودمختاری، به صورت مثبت قادر به پیش‌بینی مهارت‌های حرکتی بودند؛ بنابراین معلمان تربیت‌بدنی می‌توانند با تقویت احساس شایستگی، خودمختاری و ارتباط در دانش‌آموزان، زمینه افزایش انگیزش درونی و بهبود عملکرد حرکتی آنان را فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی در تربیت بدنی مدارس: استفاده از الگوی چرخه انتقال برای توانمندسازی دانش‌آموزان دختر ایرانی</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5038.html</link>
      <description>با وجود نقش بااهمیت تربیت‌بدنی در مدارس ایران در توسعه سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی دانش‌آموزان، همچنان با چالش‌های متعددی برای دختران دانش‌آموز مواجه است. کمبود زیرساخت‌های مناسب، نگرش‌های سنتی و محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی ازجمله موانعی هستند که مشارکت دختران در فعالیت‌های ورزشی را کاهش می‌دهند. این تحقیق با هدف آینده‌پژوهی در تربیت‌بدنی مدارس و استفاده از الگوی چرخه انتقال برای توانمندسازی دانش‌آموزان دختر ایرانی انجام شد. در این پژوهش، از روش اقدام‌پژوهی مبتنی بر مطالعه موردی استفاده شد و الگوی چرخه انتقال در پنج دبیرستان دخترانه در اصفهان اجرا شد. مراحل تحقیق شامل چهار فاز اصلی چرخه انتقال (تصور، اتصال، اقدام، و ارزیابی) و تحلیل بازخوردها و تجربیات دانش‌آموزان بود. علاوه بر این، از روش سناریو‌نگاری برای تدوین چهار سناریوی آینده‌نگر مرتبط با تربیت‌بدنی در مدارس دخترانه استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که الگوی چرخه انتقال به‌ طور مؤثر مهارت‌های تحول‌آفرین دانش‌آموزان را تقویت کرد و به آن‌ها امکان داد تا با چالش‌های اجتماعی و فرهنگی موجود در مدارس مواجه شوند. سناریوهای تدوین‌شده نشان دادند که ترکیب حمایت اجتماعی و زیرساخت‌های پیشرفته می‌تواند مشارکت ورزشی دختران را بهبود بخشد؛ در عین حال، چالش‌های مرتبط با همخوانی نظریه‌ها و عمل و همچنین محدودیت‌های اجتماعی نیازمند توجه بیشتری است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که تربیت‌بدنی مدارس می‌تواند به بستری برای توانمندسازی دانش‌آموزان دختر تبدیل شود و مهارت‌های تحول‌آفرین آن‌ها را تقویت کند. پیشنهاد می‌شود، رویکرد چرخه انتقال در سایر محیط‌های آموزشی و با گروه‌های جمعیتی متفاوت نیز به ‌کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشران‌های کاربردی مؤثر بر آینده‌ی اوقات فراغت فعال بانوان</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5057.html</link>
      <description>هدف این پژوهش شناسایی پیشران‌های کاربردی مؤثر بر آینده‌ی اوقات فراغت فعال بانوان بود. این پژوهش از لحاظ راهبرد هدف‌گذاری کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی و براساس روش‌های آینده پژوهی، تبیینی بود. جامعه آماری این پژوهش را متخصصان و کارشناسان اوقات فراغت و همچنین متخصصان مدیریت ورزشی و کارشناسان برگزاری رویدادهای ورزش خانوادگی و زنان تشکیل می دادند. انتخاب این افراد به صورت هدفمند بود و تعداد آن ها برابر با 20 نفر بود. جهت شناسایی موضوعات مؤثر بر آینده اوقات فراغت بانوان از طریق مصاحبه با صاحب‌نظران استفاده شد و مبتنی بر آن تعداد 24 مؤلفه نهایی در ارتباط با اوقات فراغت بانوان شناسایی گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش تحلیل مصاحبه از روش کدگذاری و در بخش آینده-پژوهی از روش تحلیل ساختاری یا تحلیل آثار متقابل با کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که 24 عامل به عنوان مولفه های موثر در اوقات فراغت فعال بانوان هستند. براساس یافته های تحقیق چهار متغیر" تغییر نگرش فرهنگی نسبت به ورزش زنان، سیاست‌های ملی توسعه ورزش بانوان، فضاهای عمومی ایمن و استاندارد برای بانوان، ابزارهای ردیابی فعالیت بدنی زنان (گام‌شمار و سنسورهای ساده ورزشی)" به عنوان پیشران‌های اصلی شناسایی شد. از این رو باید گفت برای دستیابی به شرایط مناسب در آینده اوقات فراغت فعال بانوان، نیاز است که برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران با بهره‌گیری از این پیشران‌های نوین، سناریوهای بلندمدت را در نظر بگیرند و اقدامات استراتژیک خود را براساس روندهای آینده و تحولات فناورانه سامان دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته پیلاتس در آب بر شادکامی و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به کمردرد مزمن</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5056.html</link>
      <description>کمردرد مزمن به عنوان یک نگرانی عمده بهداشت عمومی، تبعات گسترده‌ای بر ابعاد جسمانی و روانی-اجتماعی افراد، به‌ویژه جمعیت زنان، دارد. این مطالعه به بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات پیلاتس در آب بر شادکامی و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به کمردرد مزمن پرداخت. در این پژوهش نیمه‌تجربی، 40 زن با دامنه سنی 45-35 سال مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی یک پروتکل تمرینی ساختاریافته پیلاتس در آب را به مدت 8 هفته (هفته‌ای 2 جلسه) اجرا کردند، در حالی که گروه کنترل تنها فعالیت‌های روزمره خود را ادامه دادند. داده‌ها با پرسشنامه‌های خودکارآمدی درد (PSEQ) و شادکامی آکسفورد (OHQ-SF) گردآوری و با تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. نتایج بهبود معناداری را در شادکامی (0.347 = &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;، 001/0 p&amp;amp;le;) و خودکارآمدی درد (0.442 = &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;، 001/0 p&amp;amp;le;) در گروه تجربی نشان داد. محاسبه اندازه اثر بیانگر آن بود که ۷/۳۴ درصد از واریانس شادکامی و ۲/۴۴ درصد از واریانس خودکارآمدی درد ناشی از مداخله تمرینی بوده است. یافته‌ها گویای اثربخشی قابل توجه برنامه تمرینات پیلاتس در آب در ارتقای سطح شادکامی و تقویت خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به کمردرد مزمن است. این پروتکل تمرینی به عنوان یک راهبرد غیرتهاجمی، ایمن و مؤثر، می‌تواند به عنوان یک مکمل ارزشمند در برنامه‌های جامع توانبخشی این بیماران توسط متخصصان فیزیوتراپی، پزشکان و روان‌شناسان سلامت مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های مدیریتی و فرهنگی در توسعه ورزش زنان در مناطق محروم: دیدگاه مدیران ورزشی و مربیان محلی</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5068.html</link>
      <description>.هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین چالش‌های مدیریتی و فرهنگی مانع توسعه ورزش زنان در مناطق محروم ایران از دیدگاه مدیران و مربیان محلی بود. پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل تماتیک انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۱ مدیر و مربی فعال در پنج استان خوزستان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی و کرمان بود که با نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و رونویسی شدند و با نرم‌افزار MAXQDA 2022 تحلیل گردیدند. چهار مقوله کلیدی شناسایی شد: (۱) موانع فرهنگی کلیشه‌های جنسیتی، تعریف سنتی نقش زن و باورهای خانوادگی؛ (۲) موانع اجتماعی &amp;amp;mdash; کمبود حمایت خانوادگی، پوشش رسانه‌ای ناچیز و عدم مشارکت نهادهای محلی؛ (۳) موانع مدیریتی و ساختاری کمبود فضاهای اختصاصی، ناهماهنگی سیاست‌های مرکزی با شرایط محلی و تخصیص نابرابر بودجه؛ و (۴) موانع فردی و رفتاری کمبود خودباوری، تعارض نقش‌های خانوادگی و فقدان فرصت‌های آموزشی. یافته‌ها نشان داد که این چالش‌ها در یک چرخه تقویت‌کننده عمل می‌کنند: فرهنگ سنتی نهادها را توجیه می‌کند و نهادها فرهنگ را تداوم می‌بخشند. مدیران، حتی در صورت حمایت شخصی، به‌عنوان بازتاب‌گران فرهنگ عمل می‌کنند. پژوهش نشان می‌دهد که مسئله ورزش زنان، مسئله زیرساخت نیست، بلکه بحران هویتی-ساختاری است که نیازمند تغییر در چارچوب معنایی نظام ورزشی از تعریف زن به‌عنوان &amp;amp;laquo;مهمان&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;میزبان&amp;amp;raquo; تصمیم‌گیری &amp;amp;mdash; است. بدون تغییر در زبان، نمادها و نقش‌های نمادین، هیچ تلاش فنی یا مالی پایداری را تضمین نمی‌کند. این تحلیل عمیق کیفی از دیدگاه ذینفعان محلی چالش‌ها را نه به‌عنوان نقص فردی، بلکه نتیجه‌ای ناگزیر از ساختارهای فرهنگی-مدیریتی می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی موانع و راهکارهای توسعه ورزش در بین تازه‌مادران</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5069.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی موانع و راهکارهای توسعه ورزش در بین تازه‌مادران و تبیین تجربه زیسته آنان از فعالیت بدنی در دوران پس از زایمان انجام شد. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. سیزده تازه‌مادر به‌روش نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری و به‌صورت کلمه‌به‌کلمه پیاده‌سازی و برای تحلیل داده‌ها از روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی استفاده شد. تحلیل داده‌ها به شناسایی دو حیطه اصلی موانع و راهکارها منجر شد که در مجموع شامل پنج تم موانع و پنج تم تسهیل‌گر بود. موانع کلیدی شامل فشار نقش‌های مادری و خانه داری، نبود شبکه حمایتی برای مراقبت کودک، چالش‌های جسمی و روانی پس از زایمان، محدودیت‌های ساختاری و اقتصادی محیط‌های ورزشی و چالش های فردی و فشارهای اجتماعی گزارش شد. در مقابل، تم‌های تسهیل‌گر شامل حمایت خانواده و بازتوزیع نقش‌ها، زیرساخت‌های ورزشی دوستدار مادر&amp;amp;ndash;کودک و دردسترس، حمایت اقتصادی و سیاست‌های تشویقی، فرهنگ‌سازی و تغییر نگرش اجتماعی و راهبردهای فردی و خودتنظیمی مادران بود. نتایج نشان می‌دهد توصیه به ورزش برای تازه‌مادران، بدون توجه هم‌زمان به موانع چندلایه فردی، خانوادگی، اجتماعی و ساختاری، به تغییر رفتار پایدار منجر نمی‌شود. طراحی مداخلات چندسطحی در سطح خانواده، جامعه و نظام ارائه خدمات سلامت و ورزش برای تسهیل مشارکت ورزشی تازه‌مادران و ارتقای کیفیت زندگی آنان ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی توانمندسازی زنان در مدیریت ورزش با تأکید بر نقش رسانه‌ها</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5070.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی توانمندسازی زنان در مدیریت ورزشی با تأکید بر نقش رسانه‌ها انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی، کمی، میدانی و علی-همبستگی است. شرکت‌کنندگان این پژوهش ۱۴۶ نفر از مدیران و مربیان ورزش بانوان استان آذربایجان شرقی بودند که با توجه به نرم‌افزار جی‌پاور و با روش دردسترس و هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در پژوهش حاضر پرسشنامه محقق‌ساخته برگرفته شده از یافته‌های کیفی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون مدل‌سازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار SmartPLS نسخه 3.1.1 در سطح معنی‌داری 05/0 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و عوامل علی رابطه مثبت و معنی‌داری با توانمندسازی زنان در مدیریت ورزشی با تأکید بر نقش رسانه‌ها دارد؛ توانمندسازی زنان و عوامل زمینه‌ای رابطه مثبت و معنی‌دار و عوامل مداخله‌گر رابطه منفی و معنی‌داری با راهبردها دارند و راهبردها نیز ارتباط مثبت و معنی‌داری با پیامدها دارد. فراهم‌سازی بسترهای مناسب، اصلاح نگرش‌ها و سیاست‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود می‌تواند مسیر پیشرفت و حضور مؤثرتر زنان در مدیثریت ورزشی را هموار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتقا کیفیت زندگی زنان نابارور دارای سندرم تخمدان پلی‌کیستیک با 12 هفته تمرینات تناوبی پرشدت و مصرف نانوکورکومین</title>
      <link>https://rws.ssrc.ac.ir/article_5071.html</link>
      <description>هدف: مطالعه حاضر تاثیر12هفته تمرینات تناوبی پرشدت(HIIT) و مصرف نانوکورکومین برکیفیت زندگی زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک(PCOS) را بررسی میکند.مواد و روش ها : این کارآزمایی بالینی و یک سویه کور درنهایت با 34 بیمار نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری رویا انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی در گروه های HIIT(8 نفر)، HIIT+ نانوکورکومین(8 نفر)، نانوکورکومین(9 نفر) وکنترل(9 نفر) تقسیم بندی شدند. آزمودنی های گروه هایHIIT و HIIT+نانوکورکومین3 روز در هفته و به مدت 12هفته تمرینات را انجام دادند. آزمودنی های گروه هایHIIT+نانوکورکومین و نانوکورکومین درطی دوره کپسول های 80 میلی گرمی نانوکورکومین با دوز یک عدد روزانه مصرف کردند. قبل و بعد از12 هفته پرسشنامه کیفیت زندگی زنان با سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOSQ) توسط آزمودنی ها تکمیل گردید و وزن آنها سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تی زوجی و ANOVA درنرم افزار SPSS-26 انجام یافت. یافته ها: مقایسه داده ها اختلاف معنی دار درون گروهی در گروه های HIITو HIIT+ نانوکورکومین در تمامی حیطه ها به جز هیرسوتیسم نسبت به قبل ایجاد کرد(0.05P&amp;amp;lt;). گروه نانوکورکومین فقط درحیطه قاعدگی (0.002P&amp;amp;lt;). نسبت به قبل اختلاف معنی داری نشان داد. در دو بیمار گروه HIIT بارداری طبیعی رخ داد وهمچنین یک بارداری طبیعی و یک لقاحIVF در گروه HIIT+نانوکورکومین (به طور کلی چهار تولد زنده) گزارش شد.نتیجه گیری: HIIT همراه با نانوکورمین یا به تنهایی می تواند در افزایش کیفیت زندگی زنان نابارور مبتلا به PCOS حتی بدون تغییر وزن، اثرات معناداری بگذارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
